ازلیان

ازلی نام گروهی از پیروان سید علی محمد باب است که پس از وی میرزا یحیی نوری ملقب به صبح ازل را جانشین وی دانستند.[1][2][3] پس از تیرباران سید علی‌محمد باب در سال ۱۸۵۰، پیروانش که به بابی، مشهور بودند، بر پایهٔ گفتهٔ باب در کتاب بیان، در پی موعود آیین بابی – که در کتاب بیان با عنوان «من یظهره الله» از او شده‌است – می‌گشتند.[4] در سال ۱۸۶۳ بهاءالله، برادر بزرگ‌تر میرزا یحیی نوری، خود را «من‌یظهره‌الله»، موعود کتاب بیان معرفی کرد؛[5] بیشتر بابیان به او باورمند شده و بهائی نامیده شدند؛[6] با این حال، گروه اندکی که به پیروی از میرزا یحیی نوری (معروف به صبح ازل) بابی ماندند، ازلی یا یحیایی نام گرفتند.[1] ازلیان با پنهان کردن هویت دینی خود، عملاً در جامعه اسلامی حل شدند.[7] با این حال، ازلیان برخلاف رویه بهائیان مبنی بر عدم دخالت در سیاست، اعتقاد و علاقه شدیدی به فعالیت‌های سیاسی داشته و بسیاری از شخصیت‌های برجسته ازلی در کسوت روشنفکر، ادیب، پژوهشگر و اصلاح‌گر دینی ظاهر شدند.[8]

جامعه ازلی در تهران، در حدود ۱۹۳۰ از مجموعهٔ فخرتاج دولت‌آبادی

بابیه

شخصیت‌های اصلی

سید علی‌محمد باب-یحیی صبح ازل
ملاحسین بشرویه-محمدعلی بارفروشی
طاهره قرةالعین-حروف حی

نوشته‌ها

کتاب بیان-قیوم الاسماء
کتاب جزآ-کتاب پنج شأن
کتاب الحیات-کتاب لعالی و مجالی

تاریخچه

شیخیه-احمد احسائی
تاریخچه دین بیانی-بابیان
بابی‌ستیزی-انشعاب بابی بهائی
یحیی («وحید») دارابی
هادی دولت‌آبادی-یحیی دولت‌آبادی
جمال‌الدین واعظ اصفهانی
احمد روحی-ابوالقاسم روحی
محمدجعفر کرمانی-محمود افضل‌الملک کرمانی
مهدی بحرالعلوم کرمانی-میرزا احمد مشرف کرمانی
ملک‌المتکلمین-جهانگیرخان صور اسرافیل
محمدمهدی شریف کاشانی-ملا علی بسطامی
ملا محمدعلی («حجت») زنجانی
حامدالملک شیرازی-میرزا محمود شیرازی
میرزا اسدالله خویی-باقر تبریزی
ملا رجبعلی قهیر-سید حسین یزدی
علی‌محمد فره‌وشی-مسیو نیکلا

تقویم

تقویم بدیع

شاخه‌ها

ازلیان
بهائیت-نقد بابیه

سید علی‌محمد شیرازی، مشهور به باب
میرزا یحیی نوری، ملقب به یحیی صبح ازل، ثمره و وحید
میرزا نصرالله ملک‌المتکلمین، یکی از کنشگران جنبش مشروطه ایران
احمد روحی، داماد میرزا یحیی صبح ازل و یکی از کنشگران جنبش مشروطه ایران
میرزا جهانگیرخان شیرازی، معروف به جهانگیرخان صور اسرافیل، روزنامه‌نگار و یکی از کنشگران جنبش مشروطه ایران که سرانجام کشته شد
محمدعلی جمال‌زاده اصفهانی، فرزند جمال‌الدین واعظ اصفهانی و نیز «پدر داستان کوتاه» در زبان فارسی
علی‌محمد فره‌وشی، نویسنده و مترجم و پدر بهرام فره‌وشی
صدیقه دولت‌آبادی، پایه‌گذار انجمن مخدرات وطن و منتشر کنندهٔ نشریهٔ فارسی برای زنان به نام زبان زنان و فرزند دیگر یکی از پیشوایان بابیه (ازلیه) یعنی میرزا هادی دولت‌آبادی

آموزه‌های باب

یکی از آموزه‌های اساسی باب تداوم و تکامل ادیان است.[9] با پیشرفت انسان در طول تاریخ، تجلی الهی به تدریج در ادیان ظاهر می‌شود و جلوه ای کاملتر و جامعتر از خود به منصّه ظهور می‌گذارد.[10] هر دینی در زمان خود و به نسبت به گذشته کامل است و در عین حال کمالِ بالقوه اش ظهور دیانتِ بعد است که شکوفائی کمالات بالقوه دیانت و مدنیت قبل در آن ممکن می‌شود.[11][12] مثلاً کمالِ تورات، انجیل و کمالِ انجیل، قرآن است و اکنون کمالِ قرآن به صورت بیان و در آئینی که باب آورده، ظاهر شده‌است.[11] بر اساس همین منطق، هیچ دینی به گفته باب آخرین دین نیست،[10][13] بلکه برای نیازهای دوره ای محدود از تاریخ بشر ظهور یافته‌است.[10][13] بر اساس همین اصلِ تکامل و شکوفایی ادیان،[14] باب نتیجه می‌گیرد که نتیجه و ثمره آیین او باید شناخت و ایمان به «مَن یُظهره الله» موعود آئین بیان باشد.[15] به باور باب، آثار وی برای اولین بار حقایق نهفته و باطنی مفاهیم اسلامی و آیات قرانی را آشکار می‌کند، حقایقی که به عقیده او با باور رایج میان مسلمانان تفاوت بسیار دارد.[16][17]

مفهوم قیامت و معاد از نظر باب نه پایان تاریخ بلکه پایان یک مرحله از تکامل بشر یعنی پایان دوران یک دین و آغاز ظهور دین بعدی است.[18][19] پس قیامت مسیحیت با ظهور پیامبر اسلام به وقوع پیوست و قیامت اسلام در سال ۱۲۶۰ هجری قمری با ظهور باب اتفاق افتاد.[18] دوزخ و بهشت نیز نه محلی برای شکنجه ابدی برخی مردم یا محلی برای تمتّع جسمی و جنسی برخی دیگر است بلکه معانی روحانی دارد. بهشت شناخت و رضای خدا از طریق ایمان به فرستاده خداوند و عمل به ارزش‌های نوین او برای شکوفائی کمالات روحانی است و دوزخ محرومیت از این تکامل.[19] باب، عدل الهی را مستلزم اختیار بشرو نیز استمرار فیض هدایت الهی بر طبق تکامل وقفه ناپذیر انسان و جامعه می‌داند و در نتیجه اعتقاد به انتهای نبوت و رسالت نفی کامل عدل الهی است.[20] بعلاوه عدل الهی اقتضاء می‌کند که دلیل حقانیت یک پیامبر قابل دسترسی و تحقیق برای همگان باشد و در نتیجه تصور اینکه دلیل حقانیت پیامبران معجزات باشد با عدل الهی تضاد دارد چرا که در آن صورت دلیل پیامبر تنها برای کسانی قابل دسترسی می‌شود که در همان‌جا و همان زمان حاضر بوده باشند. پس عدل الهی مستلزم باور به حجیت کلام پیامبر است.[16]

باب با کمال احترام از اسلام یاد می‌کند ولی بر اساس اصل تکامل و تداوم ادیان، باب دوره اسلام را هزار سال می‌داند[21] که با ظهور او در سال ۱۲۶۰ هجری قمری، یعنی هزار سال بعد از وفات امام حسن عسکری، به پایان رسیده‌است.[18][21] شماری از نوشته‌های باب به صورت تفسیر سوره‌های قرانی نوشته شده‌است و معانی باطنی و عرفانی آن آیات را آشکار می‌سازد.[17] در زمان اقامت باب در اصفهان، منوچهر خان معتمد الدوله حاکم مقتدر آنجا، که پیشینه مسیحی داشت و قلباً به پیامبر اسلام ایمان نداشت، در حضور علماء از باب خواهش نمود که در اثبات نبوت پیامبر اسلام رساله ای بنویسد.[22] باب بلافاصله و بدون درنگ رساله مفصلی در همان جمع بنگاشت.[23] نام این نوشته رساله اثبات نبوت خاصه است.[23] این اثر چنان منوچهر خان را متأثر نمود که نه تنها به پیامبر اسلام بلکه به باب نیز ایمان یافت و در جرگه پیروان او درآمد.[22][24]

مَن یُظهره‌الله

مَن یُظهِرُهُ الله (به معنی: کسی که خدا او را ظاهر خواهد ساخت) به باور بابیان و بهائیان، فردی است که بنا به کتاب بیان فرستاده خدا است و خداوند بعد از سید علی محمد شیرازی او را به پیامبری برخواهد گزید تا راهنمای بشر و نجاتگر عالم باشد. به اعتقاد بهائیان، مَن یُظهِرُهُ الله، همان بهاءالله، شارع دیانت بهائی است.[25]

گروهی از مؤمنین ازلی در قبرس. فخرتاج و قمرتاج دولت‌آبادی در میان بازماندگان میرزا یحیی صبح ازل در قبرس (حدود سال ۱۳۲۸ ش)- در این تصویر میرزا عبدالعلی ازل (فرزند صبح ازل) و همسرش در وسط نشسته‌اند. در ردیف پشت، از سمت چپ، نفر نخست: فخرتاج دولت‌آبادی، نفر چهارم: جلال ازل (پسر میرزا عبدالعلی ازل)، نفر پنجم: عصمت‌خانم (دختر میرزا بدیع‌الله فرزند بهاءالله، و همسر جلال ازل)، نفر ششم: محمّد رشاد: نوهٔ شیخ احمد روحی و نفر هفتم: قمرتاج دولت‌آبادی ایستاده‌اند. این دو خواهر حدود ده‌سال پس از درگذشت برادرشان، حاج میرزا یحیی دولت‌آبادی (جانشین صبح ازل در مقام شهید بیان)، به قبرس رفتند تا از بازماندگان صبح ازل آگاهی یابند. ایشان در آن مسافرت به بازسازی آرامگاه صبح ازل پرداختند و توانستند اسناد مهمی از مجموعهٔ شخصی او (مانند «لوح وصایت» و «لوح مکتب‌خانهٔ من یظهره الله») را به ایران بیاورند. برخی از آن اسناد حدود شش‌سال بعد در کتاب قسمتی از الواح خط نقطهٔ اولی و آقا سیّد حسین کاتب آورده شد.

از اساسی‌ترین آموزه‌های سید علی محمد باب این نکته است که نتیجه و ثمره آیین او باید شناخت و ایمان به «مَن یُظهره الله» باشد.[15] باب به کرّات در آثار خود به ظهور «مَن یُظهره الله» اشاره می‌کند[26] و از پیروان خود می‌خواهد که شناخت و ایمان خود را به تصدیق هیچ‌کس حتی خود باب و هیجده حوّاری اولیه وی (حروق حی) مشروط نکنند و موعود را از آثار و صفات خود او بشناسند و نه از اشاره و دلالت دیگران.[27] باب حتی پیروانش را برحذر می‌دارد که مبادا مانند ادیان قبل که با استدلال به کتاب آسمانی خود از پیامبر بعدی محروم شدند با استدلال به آثار باب از ایمان به «مَن یُظهره الله» محروم شوند،[27][28] مقام موعود به گفته باب بالاتر از آنست که حتی آثار خود باب لیاقت اشاره به وی را داشته باشد.[27] باب در آثارش از نزدیکی ظهور موعود می‌گوید و برای زمان ظهور او به سال نه و سال نوزده اشاره می‌کند.[29] اندکی پس از یک دهه از آغاز دعوت باب در سال ۱۸۴۴، یعنی چند سال پس از اعدام وی در سال ۱۸۵۰، بیش از ۲۵ نفر ادعای من یظهره‌اللهی کردند.[30][31] دنیس مکین نام بیست نفر از مدعیان را فهرست کرده‌است.[32]میرزا اسدالله خویی دیّان یکی از اولین کسانی بود که چنین ادعایی کرد و قبل از این که طرفداران قابل توجهی کسب کند در بغداد احتمالاً با توطئه صبح ازل به قتل رسید.[33] نوزده سال بعد از دعوت باب، بهاءالله در سال ۱۸۶۳ در جمع یارانش و بعدتر در سال ۱۸۶۶ به صورت عمومی تر ادعای من یظهره اللهی کرد[31] و عموم بابیان به وی ایمان آوردند.[6][34] گروه اندکی که به طرفداری از میرزا یحیی ازل بابی باقی ماندند ازلی نام گرفتند. البته شخص بهاءلله در نوشته‌ها و نیز گفتگویی که با میرزاآقاخان کرمانی داشت، از پیروان میرزا یحیی با عنوان اهل بیان یاد می‌کند و ازلیان، عنوانی بود که برای نخستین بار از سوی عباس افندی برای اشاره به ایشان بکار رفت.[35] ازلیان ظهور من یظهره الله را در فاصله ای خیلی دور پیش‌بینی می‌کردند و معتقد بودند ظهور موعود زودتر از دست کم ۲۰۰۰ سال از ظهور باب و قبل از مورد قبول گرفتن دین باب در بسیاری از کشورها رخ نخواهد داد.[36] با این وجود ازلیان در پی تبلیغ و جهانگیرکردن آئین بابی بر نیامدند و با تقیه و پنهان کردن هویت دینی خود عملاً در جامعه اسلامی حل شدند.[7] البته در سال‌های اخیر، جامعه ازلی مجدداً فعالیت خود را شروع کرده و در نخستین گام با راه اندازی وبگاه Bayanic.com بسیاری از کتب، نوشته‌ها، ادعیه و نامه‌های چهره‌های برجسته بیانی (باب، صبح ازل و قدوس) را بارگذاری کرده‌اند.[37]

میرزا یحیی نوری ملقب به صبح ازل

میرزا یحیی نوری معروف به صبح ازل، وحید و ثمره در سال ۱۲۴۷ قمری مطابق ۱۸۳۱میلادی در تهران محله عرب‌ها چشم به جهان گشود.[38] مادرش هنگام تولد وی درگذشت و پرستاری از این طفل از همان بدو ولادت بنابر دستور پدر به خدیجه خانم مادر میرزا حسینعلی نوری محول گردید.[39] وی یکی از شخصیت‌های مشهور در میان بابیان و بهائیان است. در سال ۱۲۶۳ به سبب تکاپوهای زیادی که برادرش، بهاءالله، در گسترش آیین باب داشت، با آن اعتقاد آشنا شد و به جمع پیروان باب پیوست.[38]

باب در آثارش به نزدیکی ظهور مَن یُظهِرُهُ الله، کسی که نتیجه و ثمره آئین بابی باید شناخت و ایمان به او باشد، اشاره می‌کند.[15] وی همچنین از بابیان می‌خواهد که در شناسایی و ایمان خود کاملاً مستقل عمل کنند و موعود را به خود او بشناسند و نگذارند افراد دیگر، حتی خود باب و حروف حیّ، یا آثار باب مانع شناسایی آنان شوند.[28] از اینرو در آئین بابی وصیّ (جانشین) و مفسّر آثار به آن مفهوم که در سایر ادیان هست وجود ندارد و جانشینی که باب تعیین نمود در واقع رهبر اسمی جامعه بابی بعد از وی بود.[40] البته ازلیان با اشاره به متن صریح لوح وصایت باب و شماری از توقیعات دیگر که در آن باب، صبح ازل را مرآت خود می‌خواند، این نظریه بهاپیان را به چالش می‌کشند. باب در بسیاری از توقیعات و نامه‌های خود نه تنها صبح ازل را مرآت خود می‌خواند بلکه جمله عرفانی مربوط به وحدت دو نفس یعنی انا انت و انت انا (من تو هستم و تو منی) را در مورد وی بکار می‌برد.[41] به عبارتی دیگر، در رده دیانت بیانی، با مقام‌های نقطه، مرآت و شهید بیان مواجه هستیم. شایان ذکر است که برخلاف نظریه بهاپیان، باب در چندین لوح به صراحت ریاست جامعه بیانی را به صبح ازل می‌سپارد.[42]

کمی قبل از اعدام سید علی‌محمد باب عبدالکریم قزوینی، یکی از کاتبان باب توجه او را به اهمیت تعیین جانشین جلب نمودند و باب تعداد مشخصی لوح نوشته آن‌ها را به عبدالکریم داد[43] تا به دست میرزا یحیی و بهاءالله برساند.[43] باب در لوحی که معمولاً به عنوان وصیت‌نامه باب از آن یاد می‌شود، میرزا یحیی را به عنوان رهبر بابیان پس از بنیان‌گذار جنبش، تعیین نمود.[44][45] در همین لوح به وی دستور داده شده‌است که از من یظهره‌الله در زمان ظهورش پیروی کند.[46] رهبری وی جنجال‌برانگیز بود. وی کمتر در میان بابی‌ها حاضر می‌شد. منوچهری ادعا می‌کند که دلیل در خفا ماندن او بخشی از وصیت‌نامه سید علی محمد شیرازی است که او را به محافظت از خویش توصیه کرده‌بود.[47] براون معتقد است رهبری میرزا یحیی در عراق رهبری اسمی بوده و در عمل ساماندهی امور را بهاءالله، برادر ناتنی وی انجام می‌داده.[48] دنیس مکین بر این نظر است که تعیین میرزا یحیی به عنوان جانشین رسمی باب، تنها برای حفظ بهاءالله از خطر و با پیشنهاد بهاءالله و عبدالکریم قزوینی و موافقت باب بوده‌است.[45][49] خطری که بهاءالله را تهدید می‌کرد از جانب امیر کبیر بود.[50] به گفته سعیدی اگر امیر کبیر به نقش کلیدی بهاءالله در جامعه بابی پی می‌برد حتماً او را به قتل می‌رساند.[50] این تحلیل اول بار توسط عباس افندی در «مقاله شخصی سیاح» مطرح شد.[51] شوقی افندی نیز می‌گوید باب میرزا یحیی را به عنوان «مرجع اسمی» جامعه بابی انتخاب کرده بود و به نقل از «مقاله شخصی سیاح» تحلیلی مشابه تحلیل فوق ارائه می‌دهد.[52] اما از سویی دیگر، عزیه خانم نوری، خواهر بزرگ بهاءلله و صبح ازل در رساله تنبیه النائمین ملقب به رساله عمه که خطاب به عباس افندی نگاشته شده، با دفاع از ریاست مطلق صبح ازل ادعای عباس افندی مبنی بر نمایشی بودن ریاست صبح ازل را مردود می‌شمارد. وی آرای کنت دوگوبینو در کتاب ادیان و فلسفه‌های آسیای مرکزی را قابل توجه می‌داند؛ زیرا اولا گوبینو کتاب مذکور را در دومین مأموریتش به ایران ۱۲۷۸–۱۲۸۱ هـ ق نگاشته و تا این ایام هیچ نوع مخالفتی با جانشینی صبح ازل در میان جماعت بابیه بروز نکرده بود. ثانیاً: وی نخستین کسی است که دربارهٔ جزئیات وقایع بابیه دست به قلم برده و نوشته او از جمله منابع اساسی به‌شمار می‌رود. گوبینو در کتاب مذکور پس از ذکر وقایع قلعه شیخ طبرسی و اعدام علی محمد شیرازی، دربارهٔ صبح ازل می‌نویسد: «اختیار او به وصایت، بکلی بی مقدمه بود و فوراً بابیان او را بدین سمت شناختند». توجه گوبینو بر این اساسی که «بکلی بی مقدمه بود» نشان می‌دهد که بنا به تصریحات کتاب: بیان و الواح و مکاتبات علی محمد شیرازی مسئله ظهور من یظهره الله نه ظهوری قریب‌الوقوع بود و نه مبتنی بر امر وصایت.[41] هم چنین ادوارد جی. براون، خاورشناس و ایران‌شناس بلندآوازه انگلیسی که از طریق کتاب کنت گوبینو با جنبش بابی آشنا شده و سال‌های بسیاری از زندگی خود را وقف مطالعه تاریخ و آموزه‌های بابی و بهائی نموده بود بر صحت ریاست و جانشینی صبح ازل پس از باب تأکید کرده‌است.[53] وی شخصاً با صبح ازل در قبرس و با بهاءلله و شماری از بهاپیان سرشناس در فلسطین دیدار کرد. در سال ۱۹۱۰ میلادی، براون موفق به یافتن نسخه منحصر به فردی از کتاب نقطه الکاف تألیف حاجی میرزا جانی کاشانی از نخستین اصحاب باب شد. این کتاب را بنا بر آرای بسیاری از تاریخ پژوهان می‌توان نخستین تاریخ‌نگاری ظهور باب و آیین بابی دانست. حاجی میرزا جانی کاشانی خود از نخستین گروندگان به باب بود که در جریان ترور ناموفق ناصرالدین شاه در ۱۲۶۸ قمری به قتل رسید و از این رو یادداشت‌های وی مصداق تاریخ‌نگاری مستقیم و بی واسطه جنبش باب به‌شمار می‌آید. ادوارد براون با کمک محمدخان قزوینی مشهور به علامه قزوینی از سرآمدان فرهنگ و ادب و تاریخ پژوهی زمان خود، کتاب را در شهر لایدن هلند منتشر نمود. علامه قزوینی و ادوارد براون علاوه بر تصحیح و تنظیم کتاب هر یک مقدمه ای نیز بر متن کتاب می‌نگارند. بنا بر نظر خوان کول، تاریخ پژوه و بهائی پژوه برجسته امریکاییُ، مقدمه براون آشکارا نشان از نزدیکی و همراهی قلبی وی با صبح ازل و ترجیح وی بر بهاءلله دارد. در این مقدمه و نوشتارهای بعدی، براون می‌کوشد تا وصایت و ریاست صبح ازل بر جامعه بابی را اثبات کند. علاوه بر این، براون به صراحت از انحراف جامعه بهائی از آموزه‌های باب سخن می‌گوید و به نکوهش فعالیت‌های بهائیان در راستای کم‌اهمیت جلوه دادن و فروکاستن مقام باب و نیز عدم خوانش نوشته‌های باب می‌پردازد.[54] اهمیت و تأثیر وسیع این کتاب تا جایی گسترش یافت که عباس افندی را به واکنش واداشت. عباس افندی چنان از متن این کتاب مشوش و خشمگین شده بود که به دستور مستقیم وی، میرزا ابوالفضل گلپایگانی و سید مهدی گلپایگانی کتاب «کشف الغطاء عن حیل الاعداء» را به منظور ابطال و بی‌اعتبار سازی کتاب نقطه الکاف نوشتند و در آن با زیر سؤال بردن اصالت نقطه الکاف، آن را به همدستی و نیرنگ ازلیان و ادوارد براون نسبت دادند. اما در نهایت این کتاب هرگز به میزان اثر گذاری، دقت و اهمیت نقطه الکاف حتی نزدیک نشد. سرانجام در ۱۹۱۷ و پس از فتح فلسطین توسط نیروهای انگلستان، این کتاب این بار به دستور عباس افندی و به منظور جلوگیری از نارضایتی و خشم انگلیسی‌ها نسبت به محتویات کتاب که شدیداً به ادوارد براون چهره درخشان دانشگاهی انگلستان تاخته بود، به سرعت جمع‌آوری شد.[55]

جدا شدن بهائیان از بابیان (ازلیان)

پس از تیرباران شدن سید علی‌محمد باب، پیروانش که به «بابی»، مشهور بودند و بر پایهٔ گفتهٔ باب در کتاب بیان، در پی موعود آیین بابی-که در کتاب بیان با عنوان «من یظهره الله» از آن یاد شده-می‌گشتند.[4] بهاءالله در سال ۱۸۶۳ میلادی، خود را «من یظهره الله» یا همان موعود کتاب بیان خواند.[56] بیشتر بابیان به او باورمند شده و بهائی نامیده شدند؛[6][34] برخی از بابیان، به سنت موجود، وفادار مانده و با پیروی از نابرادری کوچک بهاءالله یعنی میرزا یحیی نوری (معروف به صبح ازل)، ازلی یا بیانی، نام گرفتند؛ شمار ازلی‌ها اکنون اندک است.[57] میرزا یحیی نوری، فعالیت چندانی نشان نداد؛ ولی بهاءالله کیش بهائیت را پدیدآورد[56] که به دینی جهانی، تبدیل شده‌است.[58] البته در آمریکا و در زمان حیات عباس افندی، در سال ۱۹۰۶، یک بهاپی آمریکایی سوئدی‌تبار با نام آگوست استن استرندز پس از مطالعه آثار ادوارد جی. براون در مورد تاریخ و اندیشه‌های جریان بابی و انشعاب ازلی/بهائی، با انتشار نامه‌های سرگشاده ای به محفل ملی آمریکا، بهاءلله را پیامبری دروغین خواند و آن‌ها را به تجدید نظر در باور خود و پیوستن به صبح ازل ترغیب کرد. وی در رساله‌ای که از شیکاگو منتشر نمود، به صراحت در صفحه ۲۸ اعلام کرد که مطالعه تاریخچه بابی بعلاوه دستنویس‌های مقدسشان ثابت می‌کند یک دستکاری وحشتناک، تغییر و پس و پیش کردن معانی، توسط بهائیان انجام شده‌است. بار دیگر (در صفحه ۲۸) می‌نویسد که مدارک فراوانی داریم که دستکاری، پس و پیش کردن، تغییر، تحریف و دزدی از دستنویس‌های مقدس مذهب بابی را بدست بهائیان نشان می‌دهد. استن استرندز در سال ۱۹۲۷ و در دوران پیشوائی شوقی افندی، توسط شخص شوقی رسماً از ساختار اداری و تشکیلاتی بهائی به دلیل ازلی بودن طرد شد.[59]

آیین بیانی پس از صبح ازل

دربارهٔ میزان درگیر بودن یحیی دولت‌آبادی در سازمان‌دهی ازلیان به‌طور فعال شواهد اندکی وجود دارد. میرزا یحیی چیز زیادی دربارهٔ موضوعات ازلی ننوشت،[60] نقش یک اصلاحگر سکولار را به جای یک رهبر مذهبی برگزید، و بابیت ازلی در زمانی نه چندان طولانی اثرگذاری خود را از دست داد.[61] ابوالقاسم افنان از مورخان بهایی به نقل از محمدعلی جمال‌زاده در ژنو شنیده که هنگامیکه میرزا یحیی ازل در قبرس وفات نمود حاجی میرزا یحیی دولت‌آبادی در ژنو بود. به او پیشنهاد کردند که جانشین ازل و زعامت ازلی‌ها را قبول کند و به قبرس برود ولی او نپذیرفت و قبول نکرد و به طهران مراجعت نمود.[62]

دربارهٔ پیشوایی دوم ازلیان

هادی دولت‌آبادی، که جانشین یحیی صبح ازل نوری (از سوی صبح ازل، ملقب به «اسم‌الله الودود»)[63]) و پیشوای دوم ازلیان (پیشوای سوم بابیه) ایران بود،[64] چند سال پیش از درگذشت صبح ازل، فوت کرد.[65] صبح ازل، پس از مرگ پدر، پسرش میرزا یحیی دولت‌آبادی را به عنوان جانشین خود و رهبر جامعهٔ ازلی گماشت؛[61] ولی میرزا یحیی، وقت خود را بیشتر، صرف آموزش و ادبیات کرد.[65] دربارهٔ میزان درگیر بودن او در سازمان‌دهی فعالانهٔ ازلیان، شواهد اندکی وجود دارد. میرزا یحیی، مطالب چندانی دربارهٔ موضوعات بابی ننوشت[66] و به جای پذیرش رهبری دینی، نقش یک اصلاحگر سکولار را برگزید.[61] بابیهٔ ازلیه با درگذشت ازلیانی که در انقلاب مشروطه، فعال بودند، وارد رکودی شد که هرگز از آن، التیام نیافت و در دوره‌ای نه چندان طولانی، اثرگذاری خود را از دست داد.[61][66] البته پس از درگذشت میرزا یحیی دولت‌آبادی، محمدصادق ابراهیمی بنابر وصیت شخص دولت‌آبادی به جانشینی جامعه بیانی و عملاً به عنوان چهارمین پیشوای ازلیان انتخاب شد.[67]با راه اندازی وبگاه زنان قاجار به عنوان زیر مجموعه ای از وبگاه کتابخانه آنلاین دانشگاه هاروارد و در دسترس گذاشتن نوشته‌ها، نامه‌ها، کتاب‌ها و رسالات پرشماری از فعالان ازلی از جمله جلال ازل (نوه صبح ازل)، قمرتاج دولت‌آبادی، پروین دولت‌آبادی، علی محمد فره وشی، عصمت ازل و سایرین، ابعاد تازه ای از فعالیت‌ها و روابط جامعه ازلی روشن شد. در کنار رساله‌ها و کتاب‌های خطی، نامه نگاری‌های فراوان جلال ازل با فضل‌الله صبحی، میرزا احمد سهراب، خانواده محمدعلی، هم کیشان ازلی و اعضای خانواده خود نیز از جمله مطالب قابل توجه در این وبگاه می‌باشد.[68] جلال ازل و احمد سهراب در پی همین نامه نگاری‌ها سرانجام برای نخستین بار موفق به تشکیل گردهم آیی نسبتاً گسترده‌ای شامل نمایندگان جامعه ازلیان، دو نسل از مطرودین جامعه بهایی (فرزندان محمدعلی در زمان عباس افندی و سایر نوادگان و نتایج بهاءلله در دوره شوقی افندی) و کاروان شرق و غرب (شامل بهائیان غالباً غربی طرد شده توسط شوقی افندی) شدند. نتیجه این دیدار بنا بر پژوهش‌های موژان مؤمن، موافقت بر ساخت آرامگاهی بر مقبرهٔ صبح ازل بود.[69]

گاه‌شمار آیین بیانی

سال بیانی

سال بیانی سیصد شصت و یک روز می‌باشد. در کتاب بیان عربی باب سوم از واحد پنجم چنین وارد شده‌است: " قد جعلنا الحول تسعةعشر شهرا " ترجمه: همانا قرار دادیم برای سال نوزده ماه. همان باب در کتاب بیان فارسی چنین شرح داده شده‌است: خداوند عالم خلق فرموده کل سنین را به امر خود و از ظهور بیان قرار داده عدد هر سنین را عدد کلشیئ (۳۶۱روز) و آن را نوزده شهر قرار داده و هر شهر را نوزده روز فرموده تا آنکه کل از نقطهٔ تحویل حمل تا منتهی‌الیه سیر او که به حوت منتهی می‌گردد در نوزده مراتب حروف واحد سیر نمایند.

مبدأ تاریخ بیانی

در باب چهاردهم از واحد ششم کتاب بیان عربی، بزرگترین روز سال یوم‌الله الاعظم نام برده شده‌است. شرح آن در همان باب کتاب بیان فارسی چنین است: خداوند عالم در میان ایام یومی را منسوب به خود فرموده و آن را یوم‌الله خوانده‌است.

در کتاب بیان تعداد روزهای سال بیانی سیصد و شصت و یک روز ذکر گردیده ولی تکلیف چهار یا پنج روز تفاوت نسبت به تقویم شمسی مشخص نگردیده‌است و نام ماه‌ها و مبدأ تاریخ نیز عنوان نشده‌است. در کتاب پنج شأن چنین وارد است: هذا یوم الاربعاء الخامس من شهر جیم الاول من سنة ۱۲۷۶ عن بعثة الفرقانیه … هذا یوم الاول من شهر البهاء من السنة الابد ترجمه: امروز چهار شنبه پنجم جمادی‌الاول از سال ۱۲۷۶ از بعثت فرقان است … امروز روز اول از ماه بهاء از سال هفتم ظهور است .قد جعل الله کل حول من ذلک الیوم تسعةعشر شهرا و کل شهر تسعة عشر یوما و بداء الحساب من ذلک الیوم لانه اول سنة لایبدل الا بامر من یظهره الله … ترجمه:از امروز خداوند عز ذکره، سال را نوزده ماه و هر ماه را نوزده روز قرار داده‌است و آغاز حساب از امروز است این تقویم تغییرپذیر نیست مگر به امر «من یظهره الله».....

در کتاب الأسماء کلشیئ (چهار شأن) در سال ۱۲۶۵ هجری قمری در جواب مؤمنی به اسم رفیع (در ظل اسم رفیع در این کتاب) چنین آمده‌است: انما قد ذکرت فی الکتاب من اول سنة البدیع فی البیان ترجمه:(در این نامه از مبدأ تاریخ و تقویم پرسیده‌ای) شمااز پنجم جمادی اولی سال هفتم ظهور (۱۲۶۶) حساب کنید ثم کل واحد شهر تحسبون ترجمه: هر نوزده روز را یک ماه حساب کنید. و ما یزید انتم من بعد تنقصون ترجمه: چند روز اضافه را به سال بعد ببرید. کل شهر تسعة عشر یوما و کل سنة تسعةعشر شهرا و کل حول ثلثمأة و ستین ثم واحدا ترجمه :هر ماه نوزده روزاست و هر سال نوزده ماه و هر سال ۳۶۱ روز باشد نه زیاده. و لا تومرنّ بالقمر فی طلوعه و لا بما انتم بالشمس تحسبون ترجمه: به قمری یا شمسی حساب نکنید. قد رفعنا عنکم ما انتم فیه تختلفون ترجمه: ما آن دو تقویم را برداشتیم به سبب آنچه در آن اختلاف می‌کردید (اختلاف دقایق و کبیسه‌ها که در اسلام باعث شد روزهای احزان و اعیاد مورد اختلاف باشد). و من لم یُسمیٰ شیئا بغیر ما قد سمّاه الله فیکون مشرکا ترجمه:هر کس در این باره بر خلاف حکم خدا عمل کند مشرک است.

تقویم دین بیانی

مبدأ تقویم بدیع بیانی ۲۹ اسفند سال ۱۲۲۸ ایرانی معادل ۲۰ مارس ۱۸۵۰ میلادی برابر اول شهر البهاء اولین سال تقویم بیانی

سرشناسان دین بابیت

در این بخش، به سرشناسان و کنشگران دین بابیه (بیانی) یعنی بابیانِ اهل هنر، ادبیات، دانش، دین، عرفان، سیاست و همچنین مبلغان اسلام‌گرای بابی‌شده، بابیان فرادینی‌شده و بابیان کشته‌شده، پرداخته شده‌است.

هنر

  1. باقر تبریزی؛[70][71] خوشنویس.

ادبیات

  1. محمدعلی جمال‌زاده اصفهانی (فرزند جمال‌الدین واعظ اصفهانی، ملقب به «صدرالواعظین» و «صدرالمحققین»)؛ مترجم، پیشتاز قصّه‌نویسی معاصر (نویسنده نخستین مجموعهٔ داستان‌های کوتاه ایرانی با عنوان یکی بود یکی نبود (مجموعه‌داستان))، پدر داستان کوتاه در زبان فارسی و آغازگر سبک واقع‌گرایی در ادبیات فارسی. جمال‌زاده در سال ۱۹۶۵ نامزد جایزه نوبل ادبیات شد.
  2. محمدمهدی شریف کاشانی؛ کنشگر اجتماعی و نویسنده (کتاب واقعات اتفاقیه در روزگار).
  3. علی‌محمد فره‌وشی («مترجم همایون»؛ پدر در بهرام فره‌وشی)؛ مترجم، یکی از پایه‌گذاران مدارس نوین در ایران و از نخستین نویسندگان کتاب‌های درسی جدید برای دانش‌آموزان ایرانی، آشنایی کامل با زبان فارسی و فرانسوی.

شعر

  1. فاطمه برغانی قزوینی (طاهره قرةالعین)؛ شاعر، خطیب، مجتهد، عارف[72] و یکی از سران جنبش بابیه که سرانجام، اعدام شد.
  2. کریم خان مافی («بهجت قزوینی»)؛ شاعر و خوش‌نویس؛[73]
  3. محمد کرادی بغدادی؛ شاعری[74] که سرانجام، کشته شد.[75]
  4. میرزا محمدرضا («عرب») کاشی؛ شاعر؛[76]
  5. میرزا عبدالله «غوغا» ی قزوینی؛ شاعر و صوفی.[77]
  6. پروین دولت آبادی؛ شاعر و بنیانگذار شورای کتاب کودک ایران. [78]

فلسفه و علم

  1. جمال‌الدین واعظ اصفهانی، ملقب به «صدرالواعظین» و «صدرالمحققین» (پدر محمدعلی جمال‌زاده اصفهانی)؛ نویسنده و یکی از کنشگران جنبش مشروطه ایران.[79]
  2. محمدعلی فروغی؛ ملقّب به ذُکاءُالمُلک، نویسنده نخستین کتاب های درسی دانشگاهی به زبان فارسی در رشته های اقتصاد، حقوق، تاریح و جامعه شناسی و فلسفه (کتاب منسجم و روان سیر حکمت در اروپا) ، فعال سیاسی ملی‌گرا، تجددخواه، روشن‌فکر، مترجم، ادیب و سخن‌شناس، فیلسوف، تاریخ‌دان، روزنامه‌نگار، دیپلمات، نماینده و رئیس مجلس، وزیر و نخست‌وزیر ایران بود.[80]

سیاست و جامعه

  1. میرزا علی‌محمد دولت‌آبادی (فرزند هادی دولت‌آبادی)؛ سیاست‌مدار،
  2. میرزا جهانگیرخان صور اسرافیل شیرازی؛ روزنامه‌نگار و کنشگر سیاسی‌ای که سرانجام، کشته شد.
  3. صدیقه دولت‌آبادی (فرزند هادی دولت‌آبادی)؛ کنشگر در زمینهٔ حقوق زنان و پایه‌گذار انجمن مخدرات وطن و منتشر کنندهٔ نشریهٔ فارسی برای زنان به نام زبان زنان.

دین و عرفان

  1. سید علی‌محمد باب طباطبایی شیرازی؛ پایه‌گذار دین بابیت.
  2. میرزا یحیی نوری مازندرانی، معروف به صبح ازل (برادر میرزا حسین‌علی نوری مازندرانی بهاءالله)؛ دومین پیشوای بابیه (ازلیه).
  3. میرزا هادی دولت‌آبادی (پدر یحیی دولت‌آبادی، علی‌محمد دولت‌آبادی و صدیقه دولت‌آبادی و نیز یکی از شاگردان میرزای شیرازی و زین‌العابدین حائری مازندرانی)؛ مجتهد، از سوی میرزا یحیی صبح ازل نوری، ملقب‌شده به «اسم‌الله الودود»[81] و نیز سومین پیشوای کیش بابیه (ازلیه).[82][83][84]

جستارهای وابسته

پیوند به بیرون

منابع

  1. جنبش بابیان
  2. Cole, Juan (2002). "Baha'u'llah's Surah of God: Text, Translation, Commentary". Translations of Shaykhi, Babi and Baha'i Texts. Vol. 6 (No. 1).
  3. Nicolas, A.L.M (1933). Qui est le succeseur du Bab?. Paris: Librairie d'Amerique et d'Orient. p. ۱۵.
  4. MacEoin, D. M., "BAYĀN", Encyclopedia of Iranica Retrieved on 2009-09-05.
  5. MacEoin, Dennis (1989). "Azali Babism". Encyclopædia Iranica.
    • Balyuzi, Hasan (1973). The Báb: The Herald of the Day of Days (به English). Oxford, UK: George Ronald. ISBN 978-0-85398-054-4.
  6. Amanat, Abbas (2017). Iran: A Modern History (به English). Yale University Press. p. 330. ISBN 0300112548.
  7. نبوی رضوی، سید مقداد (بهمن ۱۳۸۹). دوره دو جلدی اندیشه اصلاح دین در ایران مقدمه ای تاریخی (جلد اول: دوره قاجار) (به فا). شیرازه کتاب ما.
  8. Amanat, Abbas (1989). Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran (به English). Ithaca: Cornell University Press. p. 245.
  9. Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart Understanding the Writings of the Bab (به English). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 243–245. ISBN 978-1-55458-056-9.
  10. Saieidi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به English). Canada: Wilfrid Laurier University Press. p. 256. ISBN 978-1-55458-056-9.
  11. Stenstrand'S, August J; Browne, Edward G (2006). "BABISM". In al-Ahari, Muhammad Abdullah. THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Daltaban Peyrevi. Chicago: Magribine Press. p. ۲۷. ISBN 978-1-56316-953-3.
  12. Stenstrand'S, August J; Browne, Edward G (2006). "BABISM". In al-Ahari, Muhammad Abdullah. THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Daltaban Peyrevi. Chicago: Magribine Press. p. ۲۷. ISBN 1-56316-953-3.
  13. Stenstrand'S, August J; Browne, Edward G (2006). "BABISM". In al-Ahari, Muhammad Abdullah. THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Daltaban Peyrevi. Chicago: Magribine Press. p. 27. ISBN 978-1-56316-953-3.
  14. Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به English). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 344–351. ISBN 978-1-55458-056-9.
  15. Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به English). Canada: Wilfrid Laurier University Press. p. 227. ISBN 978-1-55458-056-9.
  16. Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به English). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 30–32. ISBN 978-1-55458-056-9.
  17. Saiedi, Nader (2008). Saiedi, Nader. Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به English). . Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 254–255. ISBN 978-1-55458-056-9. Check |isbn= value: invalid character (help).
  18. Saiedi, Nader (2000). Logos and Civilization: Spirit, History, and Order in the Writings of Baha'u'llah (به English). University Press of Maryland. pp. 68–69. ISBN 1-883053-63-3.
  19. Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به English). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 220–221. ISBN 978-1-55458-056-9.
  20. ترابیان فردوسی، محمد (۱۳۸۳). حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی (به پارسی). ایران: صحیفه خرد. ص. ۴۱۱. شابک ۵-۵-۹۵۴۱۴-۹۴۶ مقدار |شابک= را بررسی کنید: checksum (کمک).
  21. Amanat, Abbas (2017). Iran: A Modern History (به English). Yale University Press. p. 238. ISBN 0300112548.
  22. Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به English). Canada: Wilfird Laurier University Press. p. 34. ISBN 978-1-55458-056-9.
  23. یکسال در میان ایرانیان، پروفسور ادوارد براون، ترجمه ذبیح‌الله منصوری، صفحه ۷۸–۷۶
  24. «دین بهایی آیین فراگیر جهانی»، نوشتهٔ ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین، صفحهٔ ۴۵
  25. BÁBISM By Edward G. Browne.p۳۳۸
  26. Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb (به English). Canada: Wilfrid Laurier University. pp. 290–291. ISBN 978-1-55458-056-9.
  27. ربانی، شوقی (۱۱۹۲). قرن بدیع. کانادا: موسسه معارف بهائی. صص. ۹۱.
  28. Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart Understanding the Writings of the Bab (به English). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. ۳۴۸–۳۵۷. ISBN 978-1-55458-056-9.
  29. محمود صدری، استاد دانشگاه تگزاس، به نقل از دانشنامه جهان اسلام، مدخل بهائیت
  30. Smith, Peter (۲۰۰۰). «He whom God shall make Manifest". A concise encyclopedia of the Bahá'í Faith. Oxford: Oneworld Publications. pp. 180–181. ISBN 1-85168-184-1.
  31. Denis MacEoin, "Divisions and Authority Claims in Babism (1850-1866)," Studia Iranica 18:1 (1989), p. 94-101
  32. Smith, Peter (2000). "Dayyan". A concise encyclopedia of the Bahá'í Faith. Oxford: Oneworld Publications. pp. 118. ISBN 1-85168-184-1.
  33. Amanat, Abbas (2017). Iran: A Modern History (به English). Yale University Press. p. 246. ISBN 0300112548.
  34. بختیاری، منوچهر. کارنامه و تاثیر دگراندیشلن ازلی در ایران: جدال حافظه با فراموشی. فروغ.
  35. Hierarchy, Authority and Eschatology in Early Bábí Thought by Denis MacEoin published in In Iran: Studies in Bábí and Bahá'í History vol. 3,p۱۲۹٬۱۳۰
  36. «The Religion of Bayan». bayanic.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۳-۰۸.
  37. فاضل مازندرانی، اسدالله. «تصویر از نسخه خطی». تارخ ظهورالحق (به پارسی). ۵. ص. ۴۹۲.
  38. کاشانی، میرزاجانی (۱۹۱۰). «شرح حال جناب ازل». در PERSAN، MS. SUPPL. نقطةالکاف (به پارسی). لیدن هلند: E.J. BRILL. ص. ۲۳۹. از پارامتر ناشناخته |نام نویسنده سرمقاله= صرف‌نظر شد (کمک); پارامتر |first2= بدون |last2= در Authors list وارد شده‌است (کمک)
  39. Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart Understanding the Writings of the Bab (به English). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. ۳۴۸–۳۵۷. ISBN 978-1-55458-056-9.
  40. نبوی رضوی، سید مقداد (۱۳۹۴). تنبیه النائمین. نشر نگاه معاصر.
  41. «وبگاه کتابخانه مجازی دانشگاه پرینستون شامل متون بابی».
  42. Amanat, Abbas (1989). Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran. Ithaca: Cornell University Press p.384
  43. Nicolas, A.L.M (1933). Qui est le succeseur du Bab? (به English). Paris: Librairie d'Amerique et d'Orient. p. 15.
  44. [Denis MacEoin Reviews Making the Crooked Straight H-Bahai, 2001 http://www.fglaysher.com/bahaicensorship/MacEoinRev.htm#_ftnref16]
  45. Manuchehri, S. (2004). "The Primal Point's Will and Testament". Research Notes in Shaykhi, Babi and Baha'i Studies (به English). Vol. 7 (No. 2). Archived from the original on 8 December 2004. Retrieved 10 February 2012.
  46. Manuchehri, S. (2004). "The Primal Point's Will and Testament". Research Notes in Shaykhi, Babi and Baha'i Studies. Vol. 7 (No. 2). Archived from the original on 8 December 2004. Retrieved 10 February 2012.
  47. Browne, Edward (1893). A Year Amongst the Persians (به English). London. p. 64. ISBN 32044004437067 Check |isbn= value: length (help).
  48. امانت، عباس (۱۳۸۳). قبله عالم، «اندرزی برای شاهزادگان». نشر کارنامه.
  49. Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به English). Canada: Wilfrid Laurier University Press. p. 349. ISBN 978-1-55458-056-9.
  50. MAC EOIN, D. (1989-01-01). "Divisions and Authority Claims in Babism (1850-1866)". Studia Iranica. 18 (1): 93–129. doi:10.2143/si.18.1.2014576. ISSN 0221-5004.
  51. God passes by,p 28
  52. "Edward G. Browne - Bahaipedia, an encyclopedia about the Bahá'í Faith". bahaipedia.org. Retrieved 2021-03-07.
  53. Juan Cole (December 2012). "Edward G. Browne". iranicaonline.org. Retrieved 2021-03-07.
  54. محمد محیط طباطبایی (آذر ۱۳۵۴). تاریخ نوپدید نبیل زرندی (به فا). مجله گوهر. ص. ۷۰۴.
  55. سجادی، صادق؛ بابیه، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج11
  56. Barrett, David (2001). The New Believers (به English). London, UK: Cassell & Co. p. 246. ISBN 0304355925.
  57. «Religion: Year In Review 2010 - Worldwide Adherents of All Religions | Britannica.com». ۲۰۱۶-۱۱-۲۰. دریافت‌شده در ۲۰۱۸-۰۸-۰۲.
  58. Stenstrand'S, August J; Browne, Edward G (2006). " what did Stensterand write". In al-Ahari, Muhammad Abdullah. THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Daltaban Peyrevi. Chicago: Magribine Press. p. 12. ISBN
  59. "AZALI BABISM – Encyclopaedia Iranica". Encyclopædia Iranica. 1912-04-29. Retrieved 2015-01-02.
  60. "Ṣubḥ-i Azal". Brill Reference. 2015-01-01. Archived from the original on 1 January 2015. Retrieved 2015-01-01.
  61. افنان، ابوالقاسم. عهد اعلی صفحه 505.
  62. گلپایگانی، میرزا ابوالفضل. کشف الغطاء عن حیل الاعداء. ص. ۴۰۴-۴۰۵.
  63. دانشنامه ایرانیکا His father, Ḥājj Sayyed Mīrzā Hādī Dawlatābādī,reputed to have been leader of the Azalī Babis (q.v. i) in Persia.
  64. MacEoin, Denis (1992). The Sources for Early Bābī Doctrine and History: A Survey. Leiden, The Netherlands: Brill. ISBN 978-90-04-09462-8.
  65. "AZALI BABISM – Encyclopaedia Iranica". Encyclopædia Iranica. 1912-04-29. Retrieved 2015-01-02.
  66. بحثی در ملل و نحل و نامه ای از محمد صادق ابراهیمی پیشوای ازلی. به کوشش مدرسی چهاردهی، نورالدین.
  67. قاجار، دنیای زنان در عصر. «دنیای زنان در عصر قاجار». دنیای زنان در عصر قاجار. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۲-۲۸.
  68. Moojan Momen (۱۹۹۱). «THE CYPRUS EXILES».
  69. میرزا نعمت‌الله ذکایی بیضایی آرانی، تذکرهٔ شعرای قرن اول بهائی، ج ۳، ۶۳ و ۱۰۷.
  70. میرزا نعمت‌الله ذکایی بیضایی آرانی، تذکرهٔ شعرای قرن اول بهائی، ج ۱، ۲۱۷ و ۲۱۸.
  71. میرزا نعمت‌الله ذکایی بیضایی آرانی، تذکرهٔ شعرای قرن اول بهائی، ج ۲، ۱۱۰.
  72. میرزا نعمت‌الله ذکایی بیضایی آرانی، تذکرهٔ شعرای قرن اول بهائی، ج ۲، ۱۱۱.
  73. میرزا نعمت‌الله ذکایی بیضایی آرانی، تذکرهٔ شعرای قرن اول بهائی، ج ۳، ۱۳۹.
  74. میرزا نعمت‌الله ذکایی بیضایی آرانی، تذکرهٔ شعرای قرن اول بهائی، ج ۴، ۱۳۸.
  75. «BBCPersian.com». www.bbc.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۵-۰۴.
  76. فریدون وهمن، یکصد و شصت سال مبارزه با دیانت بهائی (گوشه‌ای از تاریخ اجتماعی-دینی ایران در دوران معاصر)، ۳۴۰.
  77. «فروغی و چهل سال تلاش برای بازآفرینی هویت ایران مدرن». BBC News فارسی. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۵-۰۴.
  78. گلپایگانی، میرزا ابوالفضل. کشف الغطاء عن حیل الاعداء. ص. ۴۰۴-۴۰۵.
  79. دانشنامه ایرانیکا His father, Ḥājj Sayyed Mīrzā Hādī Dawlatābādī,reputed to have been leader of the Azalī Babis (q.v. i) in Persia.
  80. MacEoin, Denis (1992). The Sources for Early Bābī Doctrine and History: A Survey. Leiden, The Netherlands: Brill. ISBN 978-90-04-09462-8.
  81. "AZALI BABISM – Encyclopaedia Iranica". Encyclopædia Iranica. 1912-04-29. Retrieved 2015-01-02.
This article is issued from Wikipedia. The text is licensed under Creative Commons - Attribution - Sharealike. Additional terms may apply for the media files.