ایل گرایلی

گرایلی یا گرای نام ایلی شمال شرق ایران است .واژه لی یا لو نیز پسوند نسبت است. گرایلی یا گرایلو یعنی وابسته به گرای. به عبارت دیگر ،یعنی کسانی که گرایی یا گرائی و از طایفه و خاندان گرای می باشند. [1] ایل گرایلی در نواحی خراسان، گلستان و مازندران مستقر هستند. ولی موطن اصلی آنها منطقه بجنورد، دشت جوین، قوچان، درگز، کلات و بام وصفی آباد اسفراین در شمال خراسان است. طوایف گرایلی ساکن ایران باید بعد از حمله چنگیزخان یعنی با هلاکوخان به خاک ایران آمده باشند.[2] طوایف متعدد این ایل در پهنه خراسان قدیم مستقر بوده و چون ایل گرایلی صحرانشین و دام‌دار بودند در یک منطقه خاص ساکن نشده و پیوسته در حال جابه‌جایی بودند. این ایل تا حوالی سال ۱۲۰۰ قمری در ترکستان و خراسان به سر می‌برد تا این‌که ازسوی حکام و امیران آن نواحی متفرق شدند و گروهی از آنها به گرگان و حدود شاهرود آمدند (مینودشت و رامیان) و گروهی در شمال خراسان سکنی گزیدند .[3] عمده ساکنین قدیمی شهر بجنورد عموما از ترک های گرایلی هستند. گرایلی ها در آسیای میانه زندگی می کردند و در زمان یورش مغولان به قفقاز و آناتولی، وارد خاورمیانه شدند. در ترکیه با مردم ترکمن آن دیار در شهرستان های سیواس و قیصریه درآمیختند. در عهد حمله تیمور به عثمانی، چهل هزار تن از آنها به شمال شرق ایران (استان های گلستان، مازندران، سمنان و خراسانها) و سمرقند (پایتخت تیمور) می کوچند.

مطابق با افسانه های گرایلی ها، آنان نیای خویش را نمرود، یکی از نوادگان سلم پسر فریدون می دانند؛ این باوری است که چه بسا پیش از گرویدن "بابایی کبیر" به دین اسلام میان ایل های بدوی ترک وجود داشت. امروزه گرایلی ها، قرائی ها یا قاراتاتارها در سه قاره آسیا، اروپا و آمریکا گسترده شده اند که در وهله نخست شامل کشورهای ایران، ترکیه، قفقاز، بالکان، تاتارستان، کریمه، افغانستان و آسیای میانه می شود.
گرایلی ها یا قرائی ها یا قارا تاتارها (Kara Tatarlar) نام قومیتی کهن است. قارا در ترکی معانی چون انبوه، سیاه و خروشان دارد، باور بر این بوده که گرایلی ها یا قاراتاتارها (تاتارهای سیاه) نوادگان ایل های نه گانه تاتار (dokuztatar) هستند که در سال 740 میلادی با طوایف نه گانه اُغوز (dokuzoğuz)متحد می شوند تا طی این پیمان دوستی علیه طبقه حاکم گوٌک تؤرک (G�kT�rk)[به معنای ترکهای آبی] طغیان کنند. این اتحادیه شکست خورد. گرایلی ها و اغوزها به غرب دریاچه بویر، در مجاورت مرز چین و مغولستان کوچ می کنند.

گرایلی
تمغای قبیله گرایلی مطابق کتاب دیوان لغات الترک تالیف محمود کاشغری، قرن چهارم هجری
مناطق با جمعیت چشمگیر
 ایران
دین
اسلام
قومیت‌های وابسته
ترکان اغوز، ایل افشار، قایی، ایل قنق، سالور، بیگدلی

در قرن 16 و 17 میلادی قاراتاتارهای ساکن در ایران زمین که تا آن زمان به مذهب تشیع گرویده بودند، دیگر خود را قرائی یا گرایلی می نامیدند. دولت صفوی از قدرت آنها هراس داشت؛ بنابراین، آنها را در جغرافیای ایران زمین پخش کرد.

وقتی نادرشاه در سال 1735 قدرت گرفت، قرائی ها در خراسان در تربت حیدریه و خواف خانات نشین بودند. وقتی قاجارها روی کار آمدند این خانات از جمله سدهای مقاومتی در برابر آنها در خراسان به شمار می آمد.

در سال 1925 وقتی رضاشاه به قدرت رسید، دیگر گرایلی ها یا قرائی ها زندگی شهر اختیار کرده بودند و دیگر از زندگی قبیله ای خبری نبود.

علاوه بر مرز چین و مغولستان در اطراف رودخانه کرولن و دریاچه بویر و مناطق کراییت نشین، در ایران می توان اشاره کرد به شمال شرقی این کشور که شمال خراسان شمالی، خراسان رضوی (تربت حیدریه، تربت جام، کاشمر، دولت آباد، رشتخوار، حکم آباد و جغتای، رباط باباقدرت، خواف، سلطان آباد، ترشیذ و محمودآباد)، خراسان جنوبی (طبس، تون یا فردوس کنونی)، میامی و کالپوش شاهرود، خوش ییلاق آزادشهر، رامیان تا مینودشت، شهرستان بهشهر و شرق مازندران، قائم شهر و جویبار، بابل، ساری و نکا می توان اشاره کرد.

همچنین برخی از این طوایف از خراسان به تفت یزد، سیرجان و بردسیر کرمان کوچیدند و برخی از آنها نیز به ایل قشقایی و خمسه دراستان فارس ملحق شدند، که به نظر می رسد طایفه گرائی که جزئی ازایل قشقایی و ساکن شیراز هستند متعلق به ایل گرایلی باشند. دیگر سکونتگاههای آنها در استان فارس بخش آباده طشک شهرستان نی ریز و بوانات است. پای این عشایر به پس از کرمان به استان هرمزگان نیز باز شد. گرایلی‌ های مازندران را آقامحمدخان قاجار از نواحی کالپوش مهاجرت داده و در اندرود و میاندرود و قراطغان (حوالی بهشهر کنونی) اسکان داد و مانند طوایف اصانلو ایشان ترک نژاد هستند. آقامحمدخان قاجار در چند منطقه از جمله در گرایلی‌محله اشرف (بهشهر امروز) آنها را اسکان داد.[4]

حدود ۳ هزار خانوار از ایل گرایلی در بالاتجن قائمشهر (روستا های ملک خیل ، شیخ کلی ، طارسی کلا ،میکلا،افرا) و نکا مستقر هستند.[5]

رؤسای این ایل در نکا «نظرخان» و «اسدالله خان» بودند. همچنین برخی از طوایف ایل گرایلی در منطقه قزلی از دهکده‌های شمال ساری توسط آقامحمدخان قاجار ساکن شدند.[4]

امروزه خاندان‌های متعدد این ایل بدون ارتباط طایفه‌ای و ایلی در بجنورد اسفراین قوچان نیشابور شاهرود سمنان، روستاهای گرگان و بهشهر ، مینودشت ، رامیان و آزادشهر و در روستاهای ساری و نکا و بخش مهمی از آنها در جاده نظامی قائمشهر سکونت دارند. نسل امروزی این اقوام در مازندران کاملاً در فرهنگ و زبان و آداب و رسوم مازندرانی جذب شده و حالت طایفه‌ای و قومی آنها به مرور از بین رفته است اجداد این ایل که در گذشته صحرانشین و دامدار بودند، به علت مهاجرت بخش عمده‌ای از آنها در اوایل دوران قاجار به نواحی خراسان شمالی، گلستان امروزی و شاهرود و دسته‌ای دیگر به مازندران (از بهشهر و نکا تا ساری و قائمشهر) کوچیدند. نسل امروزی گرایلی‌ها کاملاً هویت و فرهنگ و زبان مازندرانی را جذب کرده‌اند. این از آثار پدیده مهاجرت در گذر تاریخ روی اقوام و طوایف با منشأ نژادی متفاوت است. گرایلی‌ها امروز جمعیت بزرگی را تشکیل می‌دهند. اجداد آنها مردمی زحمتکش و بزرگ‌منش بودند. بسیاری از نسل امروزی این قوم نیز تحصیلات عالیه دارند.

وجه تسمیه

گرایلی در متون تاریخی چند معنا دارد.

واژه گرایلی یک مقام موسیقی است که بخشی های خراسان آن را مینوازند.[6][7]

اما اینکه نام این ایل در متون و کتب تاریخی چه بوده است،میتوان به ایل بزرگ قراائولی که یکی از قبایل 24 گانه اغوزها بوده است اشاره کرد.

گراائیلی یکی از قبایل 24 گانه اغوز بود که در پس از حمله مغول ها با هلاکوخان به ایران آمدند.[2] معنای قراائولی یا همان گرائیلی چادر سیاه میباشد.[8]

مقام گرایلی

مقام گرایلی در اسفراین به زارنجی٬ در قوچان به گرایلی و در ترکمن صحرا به کج فلک مشهور است و در بین ترک ها٬ کردها و ترکمن‌های شمال خراسان با اندک تفاوتی نواخته می‌شود.

عنوان این آهنگ منسوب به ترک‌های گرایلی است که در آستانهٔ یورش مغولان به مناطقی از قوچان کوچیده بودند. به احتمال زیاد زمینه‌های پیدایی این آهنگ با سنت‌های اجتماعی ترکان گرایلی ساکن در قوچان در پیوند است. خوانده شدن کلام این مقام به زبان ترکی نیز می‌تواند تا اندازه‌ای موید این فرضیه باشد.[6][9]

منابع

  • محمد حسن خان اعتمادالسلطنه، مطلع الشمس، به کوشش: تیمور برهان لیمودهی، تهران، فرهنگسرا، ۱۳۶۲
  • کتاب از آستارا تا استارباد، نویسنده: منوچهر ستوده، سال انتشار: ۱۳۵۵
  • گزارش سفر کنسول ابوت به سواحل بحر خزر (۱۸۴۷ تا ۱۸۴۸)، ترجمه دکتر احمد سیف
  • کتاب از آستارا تا استارباد، نویسنده: منوچهر ستوده، سال انتشار: ۱۳۵۵
  • علی اصغر طاهری صفی آبادی ، جهان ارغیان تا بام و صفی آباد، تهران، ایران جوان ، ۱۳۷۹
  • نشریه اترک٬ ویژه نامه قوچان شناسی۲ صفحه ۱۶۲
  • دانشنامه جهان اسلام نویسنده: مؤسسه دائرةالمعارف الفقه الاسلامی جلد: ۱

پانویس

  1. دائرةالمعارف فارسی،غلامحسین مصاحب ، جلد دوم، ذیل واژه گرای
  2. دانشنامه جهان اسلام نویسنده: مؤسسه دائرةالمعارف الفقه الاسلامی جلد: 1
  3. محمد حسن خان اعتمادالسلطنه، مطلع الشمس، به کوشش:تیمور برهان لیمودهی، تهران، فرهنگسرا، 1362
  4. کتاب از آستارا تا استارباد، نویسنده: منوچهر ستوده، سال انتشار: 1355
  5. گزارش سفر کنسول ابوت به سواحل بحر خزر(1847تا1848)ترجمه دکتر احمد سیف
  6. نشریه اترک ٬ویژه نامه قوچان شناسی۲ صفحهٔ ۱۶۲
  7. http://www.vajehyab.com/wiki/گرایلی
  8. جامع التواریخ (یا تاریخ رشیدی)،تألیف خواجه رشیدالدین فضل اللّه همدانی (۶۴۵ـ ۷۱۸)
  9. جغرافیای تاریخی شهر شیروان. استاد محمد اسماعیل مقیمی
This article is issued from Wikipedia. The text is licensed under Creative Commons - Attribution - Sharealike. Additional terms may apply for the media files.