پرنس ارفع

معین الوزرا میرزا رضا خان ارفع متخلص به دانش و ملقب به ارفع الدوله از رجال اواخر عهد ناصری یکی از معدود افراد ایرانی یا شاید در جهان است که بدون آنکه هیچ نسبتی با هیچ پادشاه و ملکه‌ای داشته باشد به عنوان پرنس (شاهزاده) رسیده‌است.[1][پانویس 1] ضمناً او در سال‌های ۱۹۰۴، ۱۹۳۳، ۱۹۳۵، ۱۹۳۶ و ۱۹۳۷ نامزد جایزهٔ صلح نوبل شده‌است.[2]

پرنس ارفع
پرنس ارفع
ژنرال‌قنسول (سرکنسول) ایران در تفلیس
وزیر مختار ایران در روسیه
وزیر مختار ایران در عثمانی
وزیر عدلیهٔ (دادگستری) ایران
نمایندهٔ ایران در جامعهٔ ملل
اطلاعات شخصی
زاده
میرزا رضا

۱۲۷۰ قمری
تبریز، ایران
ارفع‌الدوله، دانش، معین‌الوزاره
درگذشتهفروردین ۱۳۱۶ خورشیدی
ایران
همسر(ان)لیلی‌خانم ارفع
دولت‌خانم ارفع (السا لیندبرگ)
فرزندانحسن و ابراهیم
https://fr.m.wikipedia.org/wiki/Mirza_Riza_Khan

زندگی‌نامه

رضا ارفع ملقب به ارفع الدوله، معروف به پرنس و متخلص به “دانش“ در ۱۲۳۳ در تبریز تولد یافت.

پدرش حاج شیخ محسن مهاجر ایروانی بود. در روایات مختلف از احتشام السلطنه و اعتماد السلطنه نسب والایی برای وی نتراشیده‌اند؛ ولی او خود را از نوادگان سردار ایروان می‌داند. پدرش که فردی مذهبی بود نذر کرده بود احدی از فرزندان را به تحصیل علوم اسلامی بگمارد که قرعه به نام وی می‌افتاد. وی تحصیلات مقدماتی را اعم از فارسی و عربی در تبریز به اتمام رسانید و مدتی نیز به تحصیل فقه و اصول مشغول بود.

مدتی بعد در اثر ورشکستگی خانواده برای کار راهی استانبول می‌گردد و زبان فرانسه را علاوه بر زبان رسمی‌اش فارسی و زبان مادری‌اش ترکی می‌آموزد. در راه بازگشت از استانبول به تبریز به سبب تب و بیماری مجبور شد تا مدتی را در تفلیس بماند. همین زندگی در تفلیس و دانستن زبان باعث شد تا از او به سمت مترجمی کنسولگری ایران در تفلیس دعوت شود[3]. او پس از بازگشت به ایران به منصب آجودانی ولیعهد در تبریز منصوب گردید و در مأموریت تعیین سرحدات ایران و روسیه در خراسان به عنوان مترجم کمیسیون تحدید حدود شرکت می‌کند. او در این مأموریت سه ساله به جانبداری از روس‌ها بخشی از سرزمین ایران را به آنان واگذار کرد. رضاخان پس از این مأموریت به کارداری و سپس به مستشاری سفارت ایران در سن پترزبورگ روسیه تعیین شد.

در سال ۱۳۰۳ به تهران بازگشت و با علی اصغر خان اتابک ملقب به امین‌السلطان رابطه دوستانه‌أی برقرار کرد که در واقع راه ترقی را برای آینده وی باز کرد. او در سال ۱۳۰۴ به مترجمی سفارت ایران در پطرزبورگ منصوب شد و در سال ۱۳۰۶ مهمانداری از ناصرالدین شاه در سومین سفر به فرنگ به عهده وی گذاشته شد.

در سفر سوم ناصرالدین شاه به فرنگ (۱۳۰۶ تا ۱۳۰۷ قمری) در زمره ملتزمین رکاب قرار داشت و نشان و حمایل سرتیپی گرفت. در برگشت، ناصرالدین شاه با اعطای لقب معین الوزاره او را ژنرال کنسول ایران در تفلیس نمود. او در این مدت ثروت بسیاری اندوخت و دو کاخ مجلل برای خود در تفلیس احداث کرد. در این منصب یکی از سوگلی‌های ناصرالدین شاه برای معالجه چشم راهی فرنگ می‌شود و رضاخان موفق می‌شود با خوش‌خدمتی و چرب‌زبانی تعداد قابل توجهی از فرمان‌های سفید مهردار شاه را از او دریافت کند. اعتماد السلطنه برآورد کرده‌است این فرمان‌ها هریک به مبلغ ده هزار تومان ارزش داشته باشند.

ارتقای مقام بعدی وی در سال ۱۳۱۲ق روی داد و این بار به وزیرمختاری ایران در پترزبورگ برگزیده شد. میرزا رضا خان در ۱۳۱۳ از سوی ناصرالدین شاه ملقب به ارفع‌الدوله شد و تا سال ۱۳۱۹ وزیرمختار ایران در پطرزبورگ بود. او علاوه بر وزیر مختاری ایران در پترزبورگ، هم‌زمان سمت وزیر مختاری در دول سوئد و نروژ را نیز کسب می‌نماید. از اقدامات وی در این مقام اقدام وساطت و دوندگی برای استقراض دو میلیون لیره‌أی از روسیه بود که از این مبلغ مقداری بین او و دیگر دولتمردان دربار مظفری تقسیم شد و مقداری دیگر صرف هزینه سفر نخست شاه به فرنگستان گشت. معروف است که او نوک قلمی را که با آن این قرارداد را امضاء کرده بود طلا گرفته و در موزه معروف خود موسوم به دانشگاه در موناکو در معرض دید عموم قرار داده بود. /میرزا رضا خان پس از سفارت روسیه به سفارت ایران در استانبول منصوب شد و تا سال ۱۳۲۸ در این پست باقی بود و با مشروطه‌خواهان درگیری بسیار داشت و آنان برکناری او را خواهان بودند.</ref> کتاب خاطرات پرنس ارفع اثر علی دهباشی بوده و چاپ ۱ آن در سال ۱۳۷۸ توسط انتشارات سخن، شهاب ثاقب منتشر شده‌است. م</ref>.

سه سال بعد نماینده ایران در انجمن صلح لاهه[4] شده و در سال ۱۳۱۸ قمری لقب پرنس را از مظفرالدین شاه دریافت می‌کند. در سال ۱۳۱۸ ق است که میرزا رضاخان از سوی دربار مأموریت یافت تا یک معلم روسی برای ولیعهد پیدا کند و او نیز، «مارکویچ شاپشال» را برای این منظور انتخاب و راهی ایران نمود. در سال ۱۳۱۹ قمری ارفع الدوله سفیر ایران در استانبول می‌گردد و به عنوان نماینده شاه ایران در جشن تاج‌گذاری آلفونس سیزدهم پادشاه اسپانیا شرکت می‌کند. < https://donya-e-eqtesad.com/بخش-تاریخ-اقتصاد-31/414587-رضا-ارفع-پرنس-ایرانی >

سفارت تا سال ۱۳۲۸ قمری ادامه می‌یابد و پس از برکناری از سفارت به موناکو رفت و تا سال ۱۳۳۱ به دعوت علاءالسلطنه به ایران دعوت شد و مدتی کوتاه در کابینه علاءالسلطنه وزیر عدلیه گشت؛ و مجدداً در سال ۱۳۳۲ ارفع‌الدوله راهی موناکو شد. او برای خود قصری بسیار زیبا می‌سازد و با توجه به تخصص شعری اش، دانش، آنجا را دانشگاه می‌نامد. (چند سال پیش خرید قصر مزبور که به سبک ایرانی ساخته شده به دولت ایران پیشنهاد شد که جمهوری اسلامی ایران نپذیرفت).[5]

در زمان حکومت احمدشاه نماینده ایران در مجمع اتفاق ملل (نیای سازمان ملل متحد کنونی) گردید. آخرین پست دولتی وی نمایندگی ایران در جامعه ملل بود و پس از هشت سال از این سمت نیز کنار گذاشته شد و به تهران احضار شد. رضا شاه به وی پیشنهاد ریاست شورای دولتی را داد که ارفع‌الدوله نپذیرفت و در سال ۱۳۱۰ش به موناکو رفت و در سال ۱۳۱۶ در همین محل فوت کرد< http://iichs.org/index.asp?id=495&doc_cat=7 >.

او از اعضای لژ بیداری ایران و صاحب القاب و مدال‌ها و نشان‌های فراوان بود. از خدمات پرنس ارفع الدوله (دانش) ساخت یک باب مدرسه در محله آب‌ منگل  (با فتح اول و سکون حروف نون و لام و ضم گاف) تهران است <https://tehrannameh.com/list/%D8%A2/%D8%A2%D8%A8-%D9%85%D9%8E%D9%86%DA%AF%D9%8F%D9%84> که نزدیک به صد سال قدمت دارد و بیان شده که بعد از دارالفنون این مدرسه بنام پرنس دانش ساخته شده‌است و امروزه دبستان اثنی عشری نامیده می‌شود. لوح یادبود ایشان در دیواره مدرسه نصب است.<www.eskannews.com/note/23461/دبستان-۱۲۰-ساله-ای-۲۰-ساله>

فرزندان ارفع الدوله

هر دو پسر او یعنی حسن ارفع و ابراهیم ارفع از نظامیان بلندپایه ایران شدند. حسن ارفع، اولین فرزند اوست که در اردیبهشت ماه ۱۲۷۴ ش در شهر تفلیس به دنیا آمد. پس از تحصیلات مقدماتی، در زمانی که پدرش، سفیر کبیر ایران در دربار عثمانی بود، علی‌رغم علاقه پدر و مادرش به تحصیل وی در فرانسه، در سال ۱۲۹۱ به دبیرستان نظام در استانبول ترکیه رفت، ولی پس از دو سال، به علت شروع جنگ به ایران آمد و با درجه افسری، به ارتش پیوست و پس از این ایام بود که به دانشکده افسری سویس اعزام شد و پس از آن در سال ۱۳۰۲ جزو محصلین اعزامی به فرانسه رفت و دوره تکمیلی‌دانشکده سواره نظام را طی کرد و به ایران بازگشت. در سال ۱۳۰۴ ش، به عنوان وابسته نظامی ایران در لندن منصوب شد و در همین دوران بود که ازدواج کرد. وی، در مدت خدمت ارتش، در رده‌های مختلف، دارای‌مشاغل و مناصب متعددی از جمله: آجودان رضاشاه، استاد دانشکده ستاد ارتش، فرمانده لشکر اول و ریاست ستاد ارتش بود و نشان‌های مختلفی نیز دریافت و آثاری نیز در رشته نظامی تألیف کرد. حسن ارفع در تاریخ ۷/ ۱۲/۱۳۲۵ بازنشسته شد و در سال ۱۳۲۶ گروهی را تشکیل داد که بر روی سربرگ‌های آن نوشته بود: «آسیا گروه». این گروه بعداً به نام حزب نهضت ملی درآمد و تا سال ۱۳۳۰ که وی وزیر راه در کابینه حسین علاء شد، فعالیت داشت.

حسن ارفع، ضمنِ حضورِ فعال در صحنه‌های سیاسی، با عواملِ نزدیک به انگلیس، از جمله سیدضیاءالدین طباطبائی حشر و نشر داشت، وی از مریدان رضاخان محسوب می‌شد و حکومت سلطنتی را بهترین نوع حکومت و شاه را سایه خدا می‌دانست. همسر ارفع بوده که ظاهراً، در تربیتِ محمدرضا پهلوی نقش ایفا کرده‌است؛ ارفع که باغ مسکونی خود در لارک (در شمال اراج) را، تبدیل به محل اجتماع و رفت و آمد سیاسیون وقت کرده بود و با یکصد نفر خدم و حشم به رتق و فتق امور آن می‌پرداخت، در سال ۱۳۳۵ در حالیکه شایعه نخست‌وزیری او بر سرِ زبا ن‌ها افتاده بود، با نوری سعید (نخست‌وزیر عراق)، به اتفاق معاون وزارت خارجه انگلیس، در این محل ملاقات کرد. وی در سال ۱۳۳۶ مجدداً حزب نهضت ملی ایران را فعال کرد و در مهر ماه همین سال، به اتفاق همسرش به انگلستان رفت و در تاریخ ۲۵/ ۹/ ۳۶ به جای منصورالملک، به عنوان سفیر شاه، به ترکیه رفت. او که ضمن سفیر کبیری ایران در ترکیه، وزیرمختاری کشور یونان را نیز به عهده داشت، پس از ۴ سال حضور در ترکیه، به کراچی رفت و سفیر کبیر ایران در پاکستان شد.

حسن ارفع که در سال ۱۳۴۹ همسر انگلیسی خود را از دست داده و پس از شغل سفارت، عضو ارشد بارزسی‌عالی مرزها شده بود، در سال ۱۳۵۱ با فرمان محمدرضا پهلوی، به عنوان نیابت ریاست انجمن ایران و پاکستان منصوب شد. او که از حمایت‌های انگلستان در همه حال بهره می‌برد و با سفرای کشورهای مختلف رابطه داشت و در لارک، مؤسسه شیرلارک را با شکل و شیوه‌ای کاملاً نظامی به وجود آورده بود، در سال ۱۳۵۲ طی عریضه‌ای از محمدرضا پهلوی تقاضا کرد، زمین‌های قریه لارک را تقسیم و به فروش برساند. او در این نامه نوشته‌است، این قریه متعلق به همسرم بوده که به فرزندانش رسیده‌است. در ضلع شمالی اراج محله لارک و باغات گیلاس لارک واقع شده‌است که در قدیم متعلق به هیلدا دانش ارفع همسر تیمسار حسن ارفع بوده‌است که در سالِ ۱۳۴۹ از دنیا رفت و حسن ارفع در سال ۱۳۵۲ در نامه به محمدرضا پهلوی، این قریه را متعلق به او دانست و تقاضای تقسیم زمین‌های آن را نمود. < http://www.historydocuments.ir/show.php?page=article&cat=3&id=146 >

حسن ارفع در اوج حرکت‌های انقلاب اسلامی در تاریخ ۱۹/ ۱۰/ ۵۷ به بهانه معالجه به خارج از کشور گریخت. دیگر فرزند میرزا رضا، ابراهیم ارفع بود که در سال ۱۲۸۰ش به دنیا آمد. او نیز در رشتهٔ نظامی تحصیل و در رده‌های مختلف نظامی فعالیت کرد. سعید نفیسی در بارهٔ وی نوشته‌است:

«پسر دیگری به نام ابراهیم ارفع داشت، و او هم افسر بود و در آغاز جنگ جهانی دوم، پس از ورود متفقین به ایران که با جمعی از افسران دیگر، به دعوت ارتش انگلیس به مصر می‌رفت، در راه، هواپیمائی که آن‌ها را می‌برد، واژگون شد و همه سرنشینانش کشته شدند.»۹ ابراهیم ارفع، پس از انجام تحصیلات مقدماتی و فراگیری زبان فرانسه و روسی، برای ادامه تحصیلات به فرانسه اعزام شد و پس از انجام تحصیلات متوسطه، وارد دانشکده پیاده‌نظام سن سیر شد و دورهٔ مزبور را با احراز رتبهٔ اولی پایان داد و به درجهٔ افسری رسید. چندی در یکی از هنگ‌های پیاده و ارتش فرانسه خدمت کرد و در ۱۳۰۱ ش با درجهٔ نایب دومی، در ارتش نوین ایران که با برنامه‌ریزی انگلیس و با دست رضاخان بازسازی شده بود، استخدام گردید. چندی در لشکر کردستان و زمانی در لشکر خراسان، فرمانده گروهان و گردان بود. در سال ۱۳۱۴ با درجهٔ سرگردی فرمانده گردان پیاده دانشکده افسری شد. در سال ۱۳۱۷ سرهنگ دوم و در سال ۱۳۱۹ به درجهٔ سرهنگی ارتقاء پیدا کرد. در سال ۱۳۲۰ به ریاست ستاد سپاه غرب (لشکرهای کردستان و کرمانشاه) منصوب گردید. بعد از شهریور ۱۳۲۰ به کفالت فرماندهی لشکر کرمانشاه و در اوایل ۱۳۲۱ به فرماندهی لشکر کردستان، که سرلشکر محمود امینی فرمانده آن کشته شده بود، منصوب شد. به پاس خدماتش در لشکر کردستان، درجهٔ سرتیپی گرفت و به تهران احضار و به فرماندهی لشکر ۲ پادگان مرکز برگزیده گردید. در دی ماه ۱۳۲۱ بنا به دعوت دولت انگلیس همراه هیئتی از افسران ایرانی و انگلیسی برای بازدید از جبهه جنگ، به وسیلهٔ هواپیما عازم بازدید گردید. در نزدیک خرقان به علت کولاک و نزول برف سنگین، هواپیما اعتدال خود را از دست داد و سرانجام سقوط کرد و کلیه سرنشینان هواپیما اعم از ایرانی و انگلیسی کشته شدند. افسران ایرانی در این هواپیما عبارت بودند از: سرتیپ ابراهیم ارفع، سرهنگ شرف‌الدین قهرمانی فرمانده نیروی هوائی ایران، سرهنگ غلامحسین شیبانی و سرگرد ابوالفتح مهاجر. این افسران در طی تشریفاتی در گورستان ظهیرالدوله، واقع در نیمه راه دربند، به خاک سپرده شدند.

تنها دخترِ میرزا رضاخان ارفع که نام او را فاطمه نوشته‌اند، همسر فردی به نام حیدر علی شده‌است که این حیدرعلی، نیز نام خانوادگی ارفع را برای خود انتخاب و در دوران پایانی حکومت پهلوی‌ها، چند دوره نماینده مجلس شورای ملی بوده‌است. ریاست دانشگاه شیراز. عضویت دورهٔ ششم مجلس سنا از همدان. ریاست سازمان جنگل و جنگلبانی و… عضویت در احزاب ایران نوین و مردم و لژهای فراماسونری: ژاندارک، دانش و… از دیگر فعالیت‌های اوست.

پانویس

  1. از دیگر کسانی که در دورهٔ قاجار لقب پرنس دریافت کرده‌اند ولی شاهزاده نبوده‌اند می‌توان به پرنس ملکم خان ناظم‌الدوله، پرنس محمدعلی خان علاءالسلطنه، پرنس مهدی خان علاءالسلطنه، پرنس عبدالصمد خان ممتازالسلطنه و پرنس اسحاق خان مفخم‌الدوله نام برد.

منابع

  • جستارهایی از تاریخ معاصر ایران. ظهور و سقوط سلطنت پهلوی. مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی. به کوشش تیمسار حسین فردوست. جلد دوم. انتشارات اطلاعات. تهران. ۱۳۶۹. پیوست ویراستار. صفحهٔ ۴۳۷
  • ایران دیروز، خاطرات پرنس ارفع (ارفع‌الدوله). چاپخانه وزارت فرهنگ و هنر، ۱۳۵۴

پیوند به بیرون

  1. Prince Mirza Riza Khan Daniche
  2. «Nobel Website: Prince Arfa Mirza Rhiza Khan».
  3. Ami̇rdabbaghi̇an, Amin (2020-06-30). "Çevirmen ya Büyükelçi: Prens Erfa' Danish". İran Çalışmaları Dergisi. 4: 181–210. doi:10.33201/iranian.645201. ISSN 2536-5029.
  4. Conférence de La Haye,1903
  5. magiran.com/n2343377
This article is issued from Wikipedia. The text is licensed under Creative Commons - Attribution - Sharealike. Additional terms may apply for the media files.