رود مرغاب

رود مُرغاب یا مرو رود یا مروالرود رودی است در آسیای میانه بطول ۸۵۰ کیلومتر. این رود از شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان سرچشمه می‌گیرد و به بیابان قره‌قوم در ترکمنستان منتهی می‌شود.[1]

مرغاب
مکان
کشور هاافغانستان و ترکمنستان
ویژگی‌های ظاهری
سرآب 
  مکان کوه حصار
دهانه 
  مکان
شن زار های ترکمنستان
طول۸۵۰ کیلومتر (۵۳۰ مایل)
اندازهٔ حوضه٣۴٥۰۰ کیلومتر مربع
ویژگی‌های حوضه
ریزابه‌ها 
  چپدریای قودیان و دریای خربید
  راستدریای کاشان و دریای کشک

این رود از جبال ولسوالی مرغاب در شمال ولایت غور سر چشمه گرفته و به شمال خاوری هرات سرازیر گردیده به مرو کوچک می رسید و از آنجا به سمت شمال منحرف می‌شد و به طرف مرو بزرگ می‌رفت و آنجا به نهرهای بسیار منشعب گردیده و در نهایت در ریگستان بیابان غز ناپدید می‌گردید. این ریگستان با مرداب تجند یا رودخانه هرات در یک عرض جغرافیایی است.[2]

مرغاب منطقه زیبای است در شمال ولایت غور که دریایی مرغاب از کوه‌های این منطقه سرچشمه می‌گیرد.

پیشینه

اسم مرغاب چنانکه ابن حوقل گوید در اصل «مرو آب» بوده‌است ولی اصطخری می‌نویسد مرغاب اسم محلی است که آن رود از آنجا سر چشمه می‌گرفت. نظریه اصطخری نسبت به نظر ابن حوقل دقیق تراست؛ مرغاب محلی است در شمال ولایت غور دقیقا محلی که دریای مرغاب از آن جا سرچشمه می گیرد ودره مرغاب را آب یاری می نماید.

مقدسی که مرغاب را رود «مروین» یعنی دو مرو نامیده است می‌نویسد این رود تا مرو علیا «یعنی مرو کوچک » جریان یافته سپس به مرو سفلی «یعنی مرو بزرگ» می‌ریخت. در یک منزلی جنوب مرو بزرگ مجرای رود را با سدی که از چوب تدارک شده بود انباشته بودند و آب پشت آن سد می‌ایستاد. این سد را در قرن چهارم هجری امیری که ده هزار نفر زیر فرمان وی بودند نگهبانی می‌کرده و آن‌ها مأموریت داشتند که هم آن سد را حفظ کنند و هم بر تقسیم آب نظارت داشته باشند. روی سد علامتی نصب کرده بودند که ارتفاع سطح آب را نشان می‌داد. وقتی که ارتفاع آب به شصت جو می‌رسید مردم بسیار مسرور می‌گردیدند و وقتی که به شش جو تنزل پیدا می‌کرد علامت کم آبی و خشکسالی و نتیجه آن قحطی بود.[2]

در یک فرسخی جنوب مرو بزرگ سدی ساخته بودند به شکل استخری مدور که چهار نهر از آن به محلات و حومه شهر جاری می‌گردید. این استخر درها و مقسم‌هایی داشت که میزان آب و ارتفاع آن را در رودخانه معین می‌کرد. وقتی که این ارتفاع به حد اکثر می رسید مردم خوشوقت گردیده سدها را می گشودند و آب به قدر حاجت داخل نهرها می گردید. اسم نهرهای چهار گانه عبارت بود از: ۱ ـ نهر هرمرفره که به سمت غرب می‌رفت. ۲ـ نهر ماجان که به سمت شرق می‌رفت ۳ ـ زرق یا الرزیق و ۴ ـ نهر اسعدی. مهم‌ترین آن‌ها نهر ماجان بود که عمده آب مرغاب را می‌کشید و پس از آب دادن به شهر و حومه آن از زیر پل‌های متعددی که از زورق‌ها تعبیه شده بود می گذشت و به صحرا رسیده در مرداب فرو می‌رفت.[2]

یاقوت حموی در قرن هفتم می‌نویسد که «رود مرغاب را در زمان او رزیق می‌گفتند.»

پی نوشت‌ها

منابع

پیوند به بیرون

This article is issued from Wikipedia. The text is licensed under Creative Commons - Attribution - Sharealike. Additional terms may apply for the media files.