بداهه‌خوانی و بداهه‌نوازی (آلبوم)

بداهه خوانی و بداهه نوازی نام آلبومی با نوازندگی سه تار بهداد بابایی و آواز ایرج بسطامی است. در این آلبوم که در آواز اصفهان و دستگاه شور اجرا شده، از اشعار حافظ، سعدی، نظامی گنجوی، کریم فکور، محمدابراهیم جعفری، بیژن ترقی و باباطاهر استفاده شده است. در این آلبوم تصنیف خوشه چین (آهنگ سازی روح‌الله خالقی) و تصنیف یار بیگانه نواز (آهنگ سازی اکبر محسنی) اجرا شده است.[1]

بداهه خوانی و بداهه نوازی
آلبوم بهترین‌ها از
ژانرموسیقی سنتی ایرانی
زبانزبان فارسی
گاه‌نگاری ایرج بسطامی
بی کاروان کولی بداهه خوانی و بداهه نوازی کنسرت ایرج بسطامی و گروه همایون

شرح

هنرمندان

فهرست آهنگ‌ها

  • اصفهان:
  1. پیش درآمد بداهه
  2. ساز و آواز اصفهان (شعر حافظ و سعدی)
  3. چهارمضراب و آواز ابوعطا (شعر سعدی و نظامی گنجوی)
  4. تصنیف خوشه چین (شعر کریم فکور، آهنگ روح‌الله خالقی)
  • شور:
  1. پیش درآمد
  2. آواز شور (شعر حافظ)
  3. ساز و آواز دشتی (شعر حافظ)
  4. چهارمضراب
  5. شور دشت (دوبیتی باباطاهر)
  6. تصنیف الله مزار (شعر و آهنگ محلی)
  7. تصنیف مرغ شب (شعر محمدابراهیم جعفری، آهنگ محلی)
  8. تصنیف یار بیگانه نواز (دل شکن) (شعر بیژن ترقی، آهنگ اکبر محسنی)

متن اشعار

  • تصنیف خوشه‌چین
من که فرزند این سرزمینمدر پی توشه‌ای خوشه‌چینم
شادم از از پیشهٔ خوشه‌چینیرمز شادی بخوان از جبینم
قلب ما، بُوَد مملو از شادی بی‌پایانسعی ما، بُوَد بهرِ آبادیِ این سامان
خوشه‌چین، کجا اشکِ محنت به دامن ریزدخوشه‌چین، کجا دستِ حسرت زند بر دامان
برپا بُوَد جشن انگور، ای افسونگر نغمه‌پردازدر کشور سبزه و گل، با شور و شعف نغمه کن ساز
قلب ما، بُوَد مملو از شادی بی‌پایانسعی ما، بُوَد بهرِ آبادیِ این سامان
خوشه‌چین، کجا اشکِ محنت به دامن ریزدخوشه‌چین، کجا دستِ حسرت زند بر دامان

کریم فکور

  • تصنیف مرغ شب
چو مرغ شب خواندی و رفتیدلم را لرزاندی و رفتی
شنیدی غوغای طوفان راز خواندن واماندی و رفتی
به باغ قصّه، به دشت خوابسایهٔ ابری در دل مهتاب
مثل روح آزردی و مرداب
دلم را لرزاندی و رفتیچو مرغ شب خواندی و رفتی
تو اشک سرد زمستان راچو باران افشاندی و رفتی
سیاه شب لاله‌افشان شدکویر تشنه گلستان شد
تو می‌آیی، آی تو می‌آیی
به باغ قصه به دشت خواببه راه شیریِن پرمهتاب
تو می‌باری چون گل بارانبه جان نیلوفر مرداب

محمدابراهیم جعفری

  • تصنیف یار بیگانه‌نواز
یار بیگانه‌نوازم شرح عشق جان‌گدازم
قصه‌ای از سوز و سازم با تو می‌گویم امشب
تا که چشم جان گشودم شمع پنهانِ وجودم
شعله زد در تاروپودم آه جان‌سوزم امشب
تو ندانی که چه کردی به من و به وی و به خدا
که غمت در من بی دل تو کجا من خسته کجا
رهگذاری، بی‌نصیبی، بی‌قراری، بی‌شکیبی، تا سحرگاه ناله کرده
نیمه‌شب‌ها در سیاهی، بی‌نصیبی، بی‌پناهی، از سر کوهی گذر کرده
ای بهشت موعودم آن سیاهی من بودم
بی‌خبر ای سرور من می‌گذشتی از بر من
نه اشک چشمم را بدیدی، نه نالهٔ قلبم شنیدی
چو بخت من رفتی مهِ من چو آهوی صحرا رمیدی
ز سوی من دامن کشیدی، تو دل شکستی

بیژن ترقی

جستارهای وابسته

منابع

This article is issued from Wikipedia. The text is licensed under Creative Commons - Attribution - Sharealike. Additional terms may apply for the media files.