ملافاطمه

ملا فاطمه، از نقالان، خنیاگران[1] و تن‌فروشان دوره زندیه بود که به صورت گزیده به فعالیت می‌پرداخت. مشهور است که دارای زیایی چهره چندانی نبود بیش به خاطر دانش و ذوق و ظرافت مورد توجه بوده‌است. محمد هاشم آصف، نویسنده رستم‌التواریخ این گونه ملافاطمه را وصف می‌کند:

" زنی بود میان بالا و سیاه‌چرده و لیمو پستان و باریک بینی و باریک میان و شوخ چشم و هلال ابرو و مشکین مو، در نغمه‌پردازی و خوش‌آوازی رشک بلبلان گلستانی و در رقاصی، غیرت طاوسان بستانی و بسیار نیکومنش و خوشخو بود و به قدر بیست‌هزار بیت از منتخبات اشعار شعرای قدیم و جدید به یادداشت که در هر مجلسی به مناسبت و به موافقت آواز دف و نالهٔ نی و نغمهٔ چنگ و بربط و صدای عود و سرود و رباب می‌خواند. "[2]

همین مؤلف در جایی دیگر مثال‌هایی چند از ظرافت نقل کرده‌است:

"شبی یکی از دوستانش (ملافاطمه) به نام جانی‌خان قشقایی، علی‌رغم ملافاطمه، زنی دیگری را به خانهٔ خود خوانده و به سرود و خوانندگی پرداخت بود؛ اتفاقاً ملافاطمه از پشت آن دیوار عبور می‌کرد و آن صدای ناموزون را شنید و بلافاصله با آواز خوش این بیت را خواند:

آیا به بلبلان چه رسیده، کنون، که زاغ

بر شاخ گل نشسته و فریاد می‌کند "[3]

جستارهای وابسته

منابع

  1. ملکی، توکا (۱۳۸۰). زنان موسیقی ایران از اسطوره تا امروز. کتاب خورشید. ص. ۱۱۴.
  2. محمد هاشم آصف (۱۳۴۸). قریشی، محمد، ویراستار. رستم‌التواریخ. انتشارات امیرکبیر. ص. ۳۴۱.
  3. محمدهاشم آصف (۱۳۴۸). قریشی، محمد، ویراستار. رستم‌التواریخ. انتشارات امیرکبیر. ص. ۳۴۲.
This article is issued from Wikipedia. The text is licensed under Creative Commons - Attribution - Sharealike. Additional terms may apply for the media files.